تبليغاتX
حقیر
حقیر
بر زبان حال این حقیر تا می توانی خورده گیر
آخرین مطالب
کلاس شعر
میروم
دلتنگ
غروب
شعر ساده
شکسته بال
نمی تابی؟!
راه فرار!
این جمعه...
باغبان و کبوتر
نیا؟!
خسته
خواب ناز
ابر واژه ها
نیا آقا!
facebook & poem
آسمان شب
چرا؟
باران
التماس دعا
مشهد الرضا(روحی فداه)
عزیز مصر
فاطمیه
مادر
غزل ناب
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
taksireaftab
parse dar khial
hanooz ham
noghte sare khat
hadise arezoomandi
mehrabantarin
taninetanha
panahgah
negarejan
misagh
safineh
fetrat
saye roshan
moouderahmat
rabiolanam
ghoghnoos
for that world
dideh be rah
portaghali bashid
neveshtehaye khakestari
savade ayene
mosafer
sarbaze koochak
navazeshe molaali
kereshna
کلاس شعر
 
بسمه تعالی و بذکر ولیه علیه السلام

(ابتدای کلاس)

در ابتدای نشست همیشگی- آن روز

گرفته بود دلم از وقایعی جانسوز



که ظهر جمعه گذشت و نیامد آن خورشید

(به حال خسته ی من یک غریبه می خندید)



در ابتدای نشست همیشگی اینبار

بلند ناله زدم :عاقبت نیامد یار!



صدای قهقه ی شاعران بی اخلاص

و چهره ی خشن شاعر بزرگ کلاس:



ـتو باز خل شده ای یا که شعر می گویی؟!

میان وهم و خیالت بگو-چه می جویی؟!



شدم به رنگ جماعت ولی نخندیدم

گمان کنم که معلم -ولی نبخشیدم



عروض و قافیه می گفت بهر ما -استاد

و (فاعلن فعلن یا که فاعلن... سر داد



میان رقص حروف سفید تخته سیاه

نیافتم اثری از کشیدن یک آه



و غصه از گذر پلک خسته ام جاری...

نگاه نیمه ی مبصر: (-تو مشکلی داری؟!)



دو قطره اشک جواب همین معما بود

دو قطره بود؟که بیشتر-به وسعت یک رود

-----------------
(انتهای کلاس)

کسی سوال ندارد؟ ز قطعه ی سعدی؟

(بلند ضجه زدم من-نیامدی مهدی...)



تعجب از سر و روی کلاس می بارید

-چه مرگتان شده آیا که مشکلی دارید؟!



کسی سوال ندارد ز قطعه ی بعدی؟

-(فقط بگو که کجا رفته یار من مهدی...)


-----------------
(بعد از کلاس)

کلاس پر شده از فحش و ناسزا-تحقیر

-برو کثیف مزاحم سوی اطاق مدیر...
| 14:42 - جمعه یکم آبان 1388
+ |
میروم
بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

میروم عاشق شوم -اینجا دیار یار نیست

بین این دین باوران -یک عاشق دیندار نیست

 

میروم شاید که درد دوریش را حس کنم

از فراق مهدی زهرا( س )کسی بیمار نیست

 

میروم از این هیاهوهای پر از تیرگی

میروم جایی که اهریمن در آن بسیار نیست

 

خانه هامان تا کجا آباد و پر از خار و سیم

میروم جایی که بین خانه ها دیوار نیست

 

سرزمین ما پر از خار است و پیچک های ظلم

میروم جایی که آنجا یک گل پرخار نیست

 

زندگی اینجا برای مومنین درد آور است

میروم جایی که  صحبت از خدا دشوار نیست

 

میروم-اینجا من و تو غرق در خواب شبیم

خواستی با من بیا-اینجا کسی بیدار نیست

 

| 21:15 - سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
+ |
دلتنگ
بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

می خواستم برایت
شعری غمین سرایم

اما نمی توانم...
زیرا وضو ندارم
-----------------------

 

ببخش برایت آرایه نداشتم یا حسین علیه السلام...

| 0:0 - یکشنبه دوازدهم مهر 1388
+
غروب
بسمه تعالی و بذکر ولیه

اگر شبی نگاه من ، غروب کرد و رنگ باخت-
و عاقبت طلوع تو ، سیاه را سپید ساخت-
به وسعت نگاه خود ، غروب را نظاره کن
| 2:53 - پنجشنبه دوم مهر 1388
+ |
شعر ساده
بسمه تعالی و بذکر ولیه

...وباز شعر ساده و بدون استعاره ام
و بیت های زخمی و حزین و بدقواره ام
میان وسعت همین کاغذ پاره پاره ام
فقط تو را؛ فقط تو را ؛ به نظم در میاورند.

| 1:20 - شنبه بیست و یکم شهریور 1388
+ |
شکسته بال
بسمه تعالی و بذکر ولیه

شبی بابا، نگاهی کن به حالم
طلوعی کن به خوابم یا خیالم

بیا ای افتخار دردمندان
بیا تا بر گل رویت ببالم

عجب دردی است این درد جدایی
که رسوا کرده من را در دو عالم

نمانده حال و روزی بهر پرواز
شکسته قلب زار و هردوبالم

فقیر تو ، به دنیا پادشاه است
گدایی بر درت ، گشته مدالم

اگر یک شب فراقت کشت من را
دعایم کن سپس بنما حلالم
----------------------------------------
| 5:58 - یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
+ |
نمی تابی؟!
بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

و شبنم های زیبایی که جا روی جبین دارد
و آه بی صدای من که فریادی غمین دارد
و چشمان حزین من که سوزی آتشین دارد
         تو را خواند به بی تابی 
        که ای خورشید پشت ابر 
          چرا دیگرنمی تابی؟!

---------------------------------------------
و گاهی شعر میگویم که گفته باشم!!

| 4:51 - شنبه چهاردهم شهریور 1388
+ |
راه فرار!

بسمه تعالی و بذکر ولیه

ای کاش یک شب با نگاه مهربانت

بر وسعت دلهای ما باران بباری

 

یا در شبی طوفانی و پر از سیاهی

یک قاصدک بر دست باد شب سپاری

 

یا در میان باغ بی روح و خزانم

با دست خود یک شاخه ی نرگس بکاری

 

یا در شب و روز تولدهای یاران

یک شاخه ی تقوا برای ما بیاری

 

آیا شود در جاده های سرد مکه

نازل شود فریاد مرد تک سواری؟

 

حتی اگر نازل نشد آیا نباشد

اطراف کعبه راه دیدار و فراری؟

 

مولا از این روز و شب یکسان حزینیم

یادت شده آن قول دیدار و قراری...؟

 

| 15:4 - دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388
+ |
این جمعه...

بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

این جمعه جان حضرت زهرا (س) ظهور کن

قلب غمین منتظران پر سرور کن

 

با یک توسلی به در خانه ی خدا

از جاده ی ظهور بیا و عبور کن

 

خسته دلیم از ین شب یلدای انتظار

یا خود بیا و یا دل ما را صبور کن

 

در واژه نامه ها لغت انتظار را

با بارش ظهور، بشوی و نمور کن

 

تاویل آیه های خدا مغرضانه گشت

فکری به حال مصحف(1) و لوح و زبور کن

 

تا روز نیمه ما همگی چشممان به راه

با چشم خود صفوف محبان مرور کن

 

گرمای عشق خود زدل ما مگیر و بعد...

دل های ما زگرمی عشقت تنور کن

 

آقا اگر ز غیبت تو جان به در شدیم

(یک شب بیا زیارت اهل قبور کن)۲

 

------------------------------------------ 
۱-قرآن
2-این مصراع توسط دیگری سروده شده است

 

| 0:27 - دوشنبه دوازدهم مرداد 1388
+ |
باغبان و کبوتر
بسمه تعالی و بذکر ولیه

پیشکشی است محضر سلیمان زمان حضرت بقیه الله الاعظم روحی له الفداه.

 

Free Image Hosting

 

دوستان در صورت تمایل برای تهیه ی این کتاب می توانند از طرق زیر اقدام نمایند:

 

انتشارات واژگان خرد:                                    ۷۶۱۶۶۲۳- ۰۵۱۱ 

شرکت نسیم وصل:                                       ۸۵۴۱۴۳۰  ۰۵۱۱              

 

| 22:26 - شنبه سوم مرداد 1388
+ |
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

امشب بیا و شعر مرا هم نظاره کن
پهنای آسمان مرا پر ستاره کن

یا کاشف الکروب نیم محتشم ولی
طبع ضعیف و پست مرا شعر واره کن

نویسندگان

محمدرضا
سایر امکانات


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.SHiaTheme.ir