تبليغاتX
حقیر
حقیر

بر زبان حال این حقیر تا می توانی خورده گیر

بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

میروم عاشق شوم -اینجا دیار یار نیست

بین این دین باوران -یک عاشق دیندار نیست

 

میروم شاید که درد دوریش را حس کنم

از فراق مهدی زهرا( س )کسی بیمار نیست

 

میروم از این هیاهوهای پر از تیرگی

میروم جایی که اهریمن در آن بسیار نیست

 

خانه هامان تا کجا آباد و پر از خار و سیم

میروم جایی که بین خانه ها دیوار نیست

 

سرزمین ما پر از خار است و پیچک های ظلم

میروم جایی که آنجا یک گل پرخار نیست

 

زندگی اینجا برای مومنین درد آور است

میروم جایی که  صحبت از خدا دشوار نیست

 

میروم-اینجا من و تو غرق در خواب شبیم

خواستی با من بیا-اینجا کسی بیدار نیست

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 21:15 توسط | |

بسمه تعالی و بذکر ولیه

 

می خواستم برایت
شعری غمین سرایم

اما نمی توانم...
زیرا وضو ندارم
-----------------------

 

ببخش برایت آرایه نداشتم یا حسین علیه السلام...

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:0 توسط |

بسمه تعالی و بذکر ولیه

اگر شبی نگاه من ، غروب کرد و رنگ باخت-
و عاقبت طلوع تو ، سیاه را سپید ساخت-
به وسعت نگاه خود ، غروب را نظاره کن
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 2:53 توسط | |

Design By : Night Melody